به نام او که می آفریند به نیکی  و مبراست از هر کژی

میگویند هر هزار سال  یک بار فردی ظهور میکند که در همه چیز نخبه و سر آمد روزگار و اعصار پس از خود خواهد بود اما امروز نگارنده ی این سطور که خیلی بزرگ نیست و در حد و اندازه خود می داند نه بیشتر می خواهد بگوید در مملکت زر خیز ما ایران این اتفاق به فاصله ی 30 سال رخ داده است و باز اگر نگویید که این نویسنده را چه شده که این گونه برداشت هایی نموده می خواهم بگویم چندین نخبه در طول این 30 سال پس از حضرت روح الله داشته ایم که خیلی فرصت پرداختن به آن اعاظم و اکابر عزیز در این وجیزه نیست، پس به او که این روز ها نگاه جهان حتی برای یک لحظه هم نمی تواند پلک بر هم بزند تا مبادا لحظه ای دیدن او را از دست بدهد سخن خواهم گفت. ولی پیش از آن به کسانی که نمیتوانند یا نمی خواهند او را بینند توصیه میکنم به اخلاق و آموزه های دینی خود رجوع کنند و ببینند شیطان در کدام نقطه روح آن ها رسوخ کرده که چنین موهبتی را از خود دریغ می کنند و از قول شاعر خطاب به این عزیزان عرض می کنم «وقت را غنیمت دان آنچنان که بتوانی» باری همه مستحضرید که رئیس جمهور ما جناب آقای دکتر احمدی نژاد برای شرکت در اجلاس سالانه سازمان ملل اکنون در نیویورک حضور دارند و دیشب نیز سخنرانی مبسوط خود را در مجمع عمومی سازمان ملل ایراد فرمودند سخنرانی که به اعتقاد نگارنده یک دوره کامل درس اخلاق، مهر و مودت و سیاست بود آنچه در این نوشتار مطمح نظر است این است که کشور ما ایران از دیر باز تا به امروز خواستگاه بالندگی اعاظمی بوده که بطور قطع و یقین آثار و مکتوبات و اعمال آنها در حیطه های مختلف برای مدتهای مدید توجه دنیا را به خود معطوف داشته و دارد. باعث تاسف است اما حقیقت دارد که ما به عنوان جوان ایرانی اطلاع چندانی از اوج اعتلا و غنای فرهنگی خود نداریم و البته جالب توجه است که بیرون از مرزهای این خاک پر گوهر ما را از خودمان بهتر میشناسند.در اینجا خطاب من به آنهایی است که نمیخواهند رئیس جمهوری چون دکتر احمدی نژاد را به عنوان یکی از همان نخبگان هزاره ای پذیرا شوند که البته سخت در اشتباهند، راحت نمیتوان از کنار عملکرد رئیس جمهور در این یکی دو روز و نیز عملکرد پیشین ایشان عبور کرد این را بسیاری هم در داخل- از منتقدین و موشوقین- و هم در خارج به اعتقاد نگارنده حتی بیشتر از داخل متوجه شده اند و به آن در خفا یا آشکارا اقرار ورزیده اند به استناد گفته دکتر مولانا جهان هنوز و پس از پنج بار سفر رئیس جمهور ایران به نیویورک باز با شنیدن خبر حضور دکتر در آنجا هیجان زده و بی تاب میشود. چرا؟جز این نیست که «سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند» دکتر احمدی نژاد ندای فطرت پاک انسانی را در گوش فلک طنین انداز کرده است ندایی آشنا ندایی که تبعات سوال ازلی «الست بربکم»وپاسخ مخلوقی «قالوا بلی »است تلنگر بیداری،فریاد عشق بر قله مهر،بازگشت به فطرت الهی،این نداست که قلب ها را تسخیر میکند و نگاهها را معطوف خود.اما از آنجا که نخبگان همواره در طول تاریخ از قوم خود روی خوش ندیدند و مورد آزار و اذیت نا اهلان عصر خویش بودند باید گفت این خصلت شنیع هنوز هم که هنوز است منسوخ نشده و بلکه بدتر شده نگارنده به طور قطع بر این باور است که اهالی دیگر ممالک دنیا حسرت داشتن  چنین حاکمی را بر دل دارند و به ما به خاطر این وجود نازنین رشک میبرند .نمیبرند؟!یقینا پاسخ شما نیز مثبت خواهد بود و من اکنون فقط دعا میکنم که استقبال دکتر در بازگشت از این سفر خطیر با پاسخ نیکویی انجام شود گرچه در این خصوص تب دار و مریض مینگارم آن هم به دلیل اینکه نا اهل ،نا اهل است و اهل نخواهد شد تا خود نخواهد.