و چه زیباست آن هنگام که چهره ی ماه ازپس گیسوان حریری شب به ناز برآید و پریوشان بشارت ضیافت الهی رب العامین را به گوش جهانیان زمزمه کند.

یا لطیف ما  همواره در بحر مادیات این جهانی  مستغرقی را مانیم که گاه به نظر عنایت تو بر تخته پاره ای دست می یابد تا از سهمگینی  امواجی که به این سو و آن سو می کشدمان رهایی حاصل کند. ای عزیز تو خود گفته ای که اگر لحظه ای نظر عنایت خویش را از ما دریغ  داری این بنده ناچیز عاجز را در وادی حیرانی و هلاک هیچ فریادرسی نخواهد بود به فریاد این مخلوق ناچیز رس که بی تو از هیچ هم هیچ تریم و لحظه ای به حال متغیر خویش وانگذارمان که با این حال رسیدن به سر منزل مقصود دستِ  تنها دشوار است یک ماه در پیشگاه لایزال تو را خواهیم خواند حال آنکه ما را به مهر می نگری  مهری چنان افزون که به ضیافتمان می خوانی امید که بندگان نکویی باشیم و لیاقت این مهر سرشار را داشته باشیم .ناسپاسی نکنیم و تو را هیچگاه از یاد مبریم که بدا به حالمان اگر لحظه ای به این درد مبتلا شویم.ورود به ماه مبارک رمضان ورود به ماه عشق است ورود به شبهای عزیز احیا و ورود به خاطرات خوش با خدا بودن امید که به زیبایی ورود کنیم و به یاری حضرت حق پایان خوشی را ذخیره ی یک سال خویش سازیم.  

 

 

جز  سر  کوی  تو  ای دوست ندارم جائی             در سرم نیست بجز خاک درت  سودائی

بر  در  میکده  و  بتکده  و  مسجد  و  دیر            سجده  آرم  که  تو  شاید  نظری  بنمائی

مشکلی حل نشد از مدرسه و صحبت شیخ            غمزه ای  تا  گره  از  مشکل ما بگشائی

این  همه ما و منی  صوفی و درویش نمود            جلوه ای  تا من و ما  را  ز  دلم   بزدائی

نیستم نیست که،هستی همه در نیستی است            هیچم  و  هیچ  که  در  هیچ  نظر فرمائی

پی هر کس شدم از اهل دل و حال و طرب             نشنیدم   طرب   از   شاهد   بزم   آرائی

عاکف  درگه  آن  پرده  نشینم  شب و روز            تا  به یک غمزه ی او قطره شود دریائی

 

حضرت امام خمینی (سلام الله علیه)