سلام از سر دلخوری و درد و شِکوه و البته عشق

ای کاش اندکی دلتان برای میهن زخم خورده ام و زخم خورده تان می سوخت.

ای کاش به پشت سر خود نگاه می کردید و ایران ویران اعصار گذشته را می دیدید.

نه خیلی دور رفتم! همین ایران ویران چند سال پیش همین معاصر خیلی دور نیست برگردید!

خوب نگاه کنید، خیلی صدا ها می شنوید و خیلی چیز ها می بینید که ایمان دارم اگر خون ایرانی در رگ شما در جریان باشد از شدت خشم برافروخته خواهید شد.

! برگردید

خواهش میکنم! فقط برای لحظه ای

نترسید این مقدمه ی بیداری است!!!

خدا را چه دیده اید شاید بیدار شدید شاید اصلا همین الان صدای فریاد های امام عزیز را که به دردِ برخاسته از دل ریش بلند بود بشنوید شاید این فریاد ها دو کتف شما را بگیرد و به شدت شما را به لرزه در آورد که اگر چنین شود باید جشن گرفت. دعا کنید که تکانی بخورید دعا کنید کسی تکانتان بدهد بد نیست باور کنید گاهی لازم است کسی سر آدم داد بزند گاهی دنیا چشمان آدمی را مقهور و مست خویش میکند این عروس هزار داماد که در ورای چهره دلفریبش عجوزه ای گندیده نهان شده کارش دلفریبی و عشوه گری است به خدا پناه ببرید و از این راه که میروید باز گردید.

یادشان هست همین ها که الان دارند سخنان محیر العقول به زبان می رانند بله همین ها یادشان هست که امام در نامه خود که باز به اصرار و الحاح همین ها از رویت عموم پنهان ماند خطاب به جانشین خود فرمود به شما فرصت میدهم تا از این راهی که در آن قرار گرفته اید باز گردید و دامن خویش را از بدخواهان فراهم گیرید. آیا نیست؟! یعنی فراموش کرده اید؟!! یعنی امام عزیز را الان تنها برای پنهان شدن پشت نامش قبول دارید؟ مگر نمیگویند تاریخ درسی برای آیندگان است چرا این درس را مروری دوباره نمی کنید؟

آه کجایی بهمن 57 ؟کجایی بهمن عزیز؟ کجایی که شاید بوی تو بتواند چاره ساز باشد اینان که خود در بطن حادثه غوطه خوردند چگونه می توانند تو را فراموش کنند!! چرا، میتوانند اگر دچار نسیان شده باشند وگرنه هیچ دلیل دیگری پذیرفته نیست. اگر بخواهم بنویسم قلم را یارای آن هست که اندوه این وقایع اخیر را مرثیه وار در گوش عالم نجوا کند.

بد نیست این شعر شاعر گرانقدر سید بزرگوار حسن حسینی را ضمیمه این شکسته بسته خویش کنم که خواندنی تر است این شعر را خطاب به دل خود بخوانید و در آن تدبیر کنید

باز کن دیده ی خود را ای دل

بنگر

در زمانی که زمین را ز دو سو

بر جگر

تیر تاتار جهانخواره فرود آمده است

وطنم- قامت بالنده ی عشق-

سر بداری است که از دار فرود آمده است