ابلیس را چون در دل آدم بار ندادند ،و دست رد بر رویش باز نهادند،مردود همه ی جهان گشت.مشایخ طریقت از اینجا گفته اند :«هر که را یک دل رد کرد مردود همه ی دلها گردد، و هر که را یک دل قبول کرد مقبول همه ی دلها گردد».به شرط آنکه آن دل،دل بُودزیرا که بیشتر خلق نفس را از دل بنشناسند.

آن بُود دل که وقت پیچاپیچ                جز خدای اندرو نیابی هیچ

ابلیس چون خایب و خاسرازدرون قالَب آدم بیرون آمد،با ملایکه گفت:«هیچ باکی نیست!این شخص مجوّف است،او را به غذا حاجت بُود،و صاحب شهوت باشد چون دیگر حیوانات.زود بر او مالک توان شد.ولکن در صدرگاه کوشکی بی در و بام یافتم،در وی هیچ راه نبود،ندانم تا آن چیست؟»

ملایکه گفتند:«اشکال هنوز بر نخواسته اس،آنچه اصل است هنوز بندانسته ایم».

با حضرت عزت بازگشتند.گفتند:«خداوندا،مشکلا تو حل کنی،بند ها تو گشایی،علم تو بخشی،بر جاهل تو بخشایی.چندین گاه است تا در این مشتی خاک به خداوندی ِ خویش دستکاری می کنی،و عالمی دیگر از این مشتی خاک بیافریدی،و در آن خزاین بسیار دفین کردی،و ما را بر هیچ اطلاعی ندادی،و کس را از ما محرم این واقعه نساختی. باری با ما بگوی این چه خواهد بود؟»

خطاب عزّت در رسید که:«من در زمین،حضرت خداوندی را نایبی می آفرینم،اما هنوز تمام نکردم.اینچه شما می بینید و نمی شناسید هنوز خانه و منزلگاه و تختگاه اوست.چون این را تمام راست کنم،و او را بر تخت خلافت نشانم جمله او را سجود کنید».

با هم گفتند:«......

بار ندادند:اجازه ورود ندادند-