در بعضی روایات آن است که چهل هزار سال در میان مکه و طایف با آب و گل آدم از کمال

حکمت دستکاری قدرت می رفت،و بر بیرون و اندرون او مناسب صفات خداوندی آینه ها

بر کار مینشاند، که هر یک مظهر صفتی خاص بود از صفات خداوندی، تا آنچه معروف

است هزار و یک آینه مناسب هزار و یک صفت بر کار نهاد. صاحب جمال را اگرچه زرینه و

سیمینه بسیار باشد ، اما به نزدیک او هیچ چیز آن اعتبار ندارد که آینه. تا اگر در زرینه

وسیمینه خللی ظاهر شود هرگز صاحب جمال به خود عمارت آن نکند ولیکن اگر اندک

غباری بر چهره آینه نشیند در حال به آستین لطف و کرم به آزرم تمام آن غبار از روی آینه

بر می دارد.و اگر هزار خروار زرینه دارد در خانه نهد ، یا در دست وگوش کند،اما روی از

همه بگرداند و روی فرا روی آینه کند.

ما  فتنه  بر  توایم ،  تو  فتنه  بر  آینه        ما  را  نگاه  در  تو  ، تو  را  اندر آینه

تا آینه جمال تو دید و تو حسن خویش       تو عاشق خودی،زتو عاشق تر آینه

 

عشق    رویت  مرا     چنین    یکرویه        ببرید  ز خلق  و  رو  فرا روی تو کرد!

لازم بذکر است که جناب آقای دکتر محمد امین ریاحی که بر این متن مقدمه نوشته و تصحیح نموده بودند هفته گذشته روی در نقاب خاک کشیدند ایشان ازچهره های علمی ومفاخر ادبی ایران بودند در گذشت این ادیب توانا را به جامعه ادبی تسلیت عرض میکنم.