«اِ نّی خالقُ بشَراً مِن طین ٍ»

«وَ نفختُ فیهِ مِن روحی»( قرآن کریم)

پادشاهان صورتی چون عمارتی فرمایند خدمتکاران بر کار کنند، ننگ  دارند  که  بخودی  خود  دست  در گل نهند،به دیگران باز گذارند. ولکن چون کار بدان خانه رسد که در  آن گنجی خواهند نهاد جمله خدم و حشم را دور کنند، وبه  خودی خود دست در گل نهند و موضع گنج را به اندازه گنج راست کنند، و آن گنج به خودی خود بنهند، بر سر آن طلسمی سازند ،تا  از تصرف اغیار محفوظ ماند.

حق_تعالی_چون اصناف  موجودات  می آفرید از دنیا و آخرت و بهشت و دوزخ ، وسایط  گوناگون بر کار  کرد . در  هر  مقام و منزل،کارکنان مختلف فرا داشت.چون نوبت به خلقت آدم رسید گفت:»خانه آب و گل آدم من می سازم. این  را به  خودی خود می سازم بی واسطه که در او گنج معرفت تعبیه خواهم کرد.

پس جبرئیل را بفرمود که برو از روی زمین یک مشت خاک بردار و بیار.

جبرئیل برفت خواست که یک مشت خاک بردارد. 

خاک گفت:ای جبرئیل چه می کنی؟

گفت:تو را به حضرت می برم که از تو خلیفتی می آفریند.

خاک سوگند بر داد..

 ادامه دارد ....

 نظر را فراموش نکنید سازنده است.