حقیقتش را بخواهید نمی دانم از کجا شروع کنم و از چه، عمری شنیده بودیم حق را بگو حتی اگر به ضررتو باشد. عمری فریاد های شهید بزرگوار مطهری عزیز در گوشمان می پیچید که می گفت شمر زمانه ات را بشناس. عمری بر سر منابر علما سخن از حق و راستی گفتند.  هر بار آموزه های دین مبین اسلام را برای خلق باز گو کردند؛ گقتند: حق گرفتنی است. گفتند: نشستن و دیدنِ ظلم است که ظالم را بوجود می آورد، مظلوم نباید بود. پس از این همه نصیحت های ناب حالا کارمان به اینجا رسیده که بگوییم دیگر راست نگویید. همواره حقیقت را انکار کنید .ندیده انگارید. گویی نه خوانی رفته است و نه خوانی آمده، شتر دیدی ندیدی.

چرا ؟؟؟

چون مملکت با گفتن حقیقت به آشوب کشیده می شود. چون حقیقت منافع پاره ای عزیز کردگان نظام را به مخاطره می افکند. چون اصلا بهتر است مستضعفین استضعاف را سرنوشت لا یتغیر و محتوم خود بدانند آنها آفریده شده اند تا مرفهین با چرخهای تکبر از پیکر شان عبور کنند معنی ندارد برای حمایت گروهی مظلوم افتضاحات گروهی خاص باز گو شود.

 بگذارید شمرها پروش یابند، فربه شوند، به هر حال تکرار تاریخ را گریزی نیست.

 ناگزیرید زیر بار ظلم بروید حق عمل به فرامین مکتوب در مصحف شریف را ندارید بیخود دست و پا نزنید این ها جزء لاینفک زندگی شماست بخواهید یا نخواهید باید تحمل کنید دوران روحیه انقلابی سپری شده جایی مدعی آن نباشید با آبروی خود بازی نکنید.

 بگذارید در روزنامه ها نشر اکاذیب کنند؛ اگر روزنامه را تعطیل کردید آزادی بیان را مخدوش کرده اید.

 بگذارید نظام را به باد توهین و افترا بگیرند و شما فقط نگاه کنید فقط نگاه.

 بگذارید به اولین شخصیت اجرایی مملکت که در هیچ جای دنیا جرات نگاه چپ انداختن به وی نیست اینجا در ایران با تیتر بزرگ توهین کنند و افترا ببندند.

 بایسته است که هم اصول گرایی را و هم اصلاح طلبی را  بوسیده لب طاقچه اتاق بگذارید تا خاک تاریخ روی آن را بگیرد اصلاحات حتی اگر از جانب امام معصوم باشد مورد نکوهش است و خشونت طلبی اطلاق می شود آن هم از جانب برخی که حتی معنی آن را ندانسته دم از آن می زنند .

دیگر نه از اصولگرایی بگویید نه از اصلاح طلبی خود را بازیچه نکنید مضحک است که شما تازه پای بر عرصه گذاشته ها دم از عدل و انصاف و خدا و پیغمبر بزنید به الگو های نو ظهور نگاه کنید.

 ای کاش این گفته ها هیچ گاه بر روی صفحه مونیتور من نقش نمی بست ولی «این درد با که گویم و این غم کجا برم» فراموش کنیم 300 هزار شمشاد قد بلند بالا را که رخ بر خاک نشاندند تا برخی رخ بر افروزند.

 فراموش کنیم انحلال طاقوت را در موج ملت تا طاقوت های نو ظهور پا بگیرند.

 صحیفه نور را به موزه بسپاریم تا چندی بعد برای دیدنش بلیط بگیریم.

 بگذارید آیندگان ملامتمان کنند .

بگذارید به سخره بگیرندمان معنی ندارد عده ای اوباشِ بزعم برخی حق طلب را دست گیر کنند آنهم روز عاشورا؛ جوانی کرده اند مشتی فریب خورده اند گناه دارند بیچاره ها.

 بگذارید با حیثیت نظام و مرکز جهان تشیع بازی کنند و شما فقط نگاه کنید فقط نگاه اینها آن چیز هایی است که از فحوای کلام نماینده اصولگرای!!! مجلس شورای اسلامی برداشت کردم حیف آن پدر که چون تو پسری منتسب به اوست و وای بر جوانان ما که با کتب پدر بزرگوارت تربیت شدند اگر تورا باور کنند که نخواهند کرد.